اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
26
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
دادند پس كارهاى ايشان را منظم ساخت و تدبيرى نيك در پيش گرفت و كشور نيرومند شد و كار پارسيان بالا گرفت و مسلمانان را از مرغزارها براندند و مردم سواد مرتد شدند و پيماننامه هايى را كه بدست داشتند پاره كردند و مسلمانان بكرانه ها رفتند . پس چون خبر به عمر رسيد خواست تا خود به عراق رود ، و سپس مشورت كرد و مصلحت در فرستادن سعد بن ابى وقاص دانسته شد و او را با هشت هزار فرستاد تا در قادسيه فرود آمد . عتبة بن غزوان را بشهرستانهاى دجله و ابله و أبرقباذ و ميسان فرستاد تا آنها را گشود و حدود بصره را تعيين كرد و مسجد آن را با نى بساخت و بقولى عمر او را براى اين كار فرستاد . سعد در قادسيه بماند و سپس مسلمانان بر دختر « آزاد مرد » عروس يكى از پادشاهان كه به خانه شوهرش برده مىشد ، دست يافتند و هر چه اموال و بار و بنه بهمراه داشت گرفتند و بر مسلمانان بخش كردند پس خوشدل و نيرومند شدند . سپس سعد ، نعمان بن مقرن را بهمراهى جماعتى نزد خسرو فرستاد تا او را باسلام بخوانند [ 1 ] . پس در بهترين هيئتى در حالى كه بردها بر تن و نعلين بپاداشتند بر او در آمدند و او را بدانچه سعد آنان را براى آن گسيل داشته بود خبر دادند و باسلام و گواهى حق و پرداختن جزيه دعوتش كردند . خسرو از اين پيشنهاد بخشم آمد و توبره خاكى خواست و گفت : اين را بر سر سرورشان بار كنيد و اگر نه بود كه سفيران را نمىكشند ، اينان را كشته بودم . پس عاصم بن عمرو تميمى گفت : منم سرور قوم . پس خاك را بر او بار كردند و با شتاب رفت و گفت : به خدا سوگند كه ما بر ايشان ظفر يافتيم و زمينشان را درنورديديم . و چون خبر به رستم رسيد اين پيشامد بر او گران آمد و گفت : پسر زن حجامتگر را با پادشاهى
--> [ 1 ] تاريخ طبرى ج 3 ص 15 ، كامل التواريخ ج 2 ص 315 .